شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

11

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

است كه عربها يكديگر را اسير بگيرند ، چه خداوند كشور پهناور عجم را براى اسير گرفتن عربها آماده ساخته است . عمر اجازه نمىداد عجم‌ها در مدينه بمانند و سكنى گزينند ، عمر اسير گرفتن از اعراب را منع مىنمود » . « 1 » عمر و تبعيض در مسكن ! از جمله كارهايى كه عمر در راه رسيدن به مقاصد تبعيض نژادى در حكومت خويش انجام مىداد ، دستور داد عجمها را از مدينه دور سازند و جز نژاد عرب به كسى اجازهء سكونت در آن شهر را ندهند ! ، ابو لؤلؤ ، آن ايرانى اصيل و پاكدل كه او را به غلامى مغيرة ابن شعبه گرفته بودند ، تنها عجمى بود كه به علت خواهش اربابش از حكومت با اجازهء خصوصى عمر در مدينه مسكن داشت . « ابن مسعود » در اين باره مىنويسد : « عمر به هيچ يك از عجمها اجازه نمىداد تا داخل مدينه شوند ، ولى مغيرة ابن شعبه به عمر نوشت كه من غلامى دارم ( ابو لؤلؤ ) هم نقاش است و هم نجار و هم آهنگر ، و او مىتواند براى اهل مدينه منشأ خدماتى باشد . اگر اذن مىدهى او را به مدينه بياورم و وى را در اينجا سكنى دهم ؟ عمر به وى اجازه داد » . « 2 » عمر و تبعيضهاى مالى ! تبعيضهاى نژادى و برترى دادن عرب بر عجم ، نه تنها در حكومت عمر در زمينهء مسكن و در مورد ارث و مانند آنها عملى گرديد ، بلكه در جنبه‌هاى مالى و استفاده از بيت المال هم چهرهء كريه خود را به خوبى آشكار ساخت . به فرمان عمر در استفاده از بيت المال نه تنها عربها نسبت به عجم سهم بيشترى داشتند ، بلكه حتى در بين اعراب هم بعضى از تيره‌ها و قبيله‌ها امتيازهاى چشمگيرى را نسبت به قبايل ديگر دارا بودند . شعاع عملكرد عمر در اين مورد تا آنجا وسيع بود كه سخت مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت . چنان كه به ظاهر تصميم داشت اين تبعيض را از ميان بردارد و خود مىگفت : « اگر اين سال را زنده بمانم ،

--> ( 1 ) - زيدان : تاريخ تمدن اسلام ، ترجمهء على جواهر الكلام ، امير كبير تهران - 1372 ، ج 4 ، ص 670 . ( 2 ) - على بن الحسين بن المسعودى ( تحقيق محمد محى الدين عبد الحميد ) : مروج الذهب و معادن الجواهر ، دار المعرفه بيروت ، ج 2 ، ص 32 .